تبليغاتX
صاحبان سرزمین هلال طلایی
ترا تا اوج رویا دوست میدارم
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 21:9  توسط zakarya maroofi | 
تقدیم به اله زیبایی (دوستت  دارم زندگیم)
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 20:59  توسط zakarya maroofi | 
سلام

برای تمامی عزیزان ارزوی توفیق و قبولی روزی و طاعات  وعبادات   شما  را  دارم

من این مطالب  را زمانی مینویسم  که پر از غم  واندوه  هستم

خدایا  هر کسی را به ارزوش  برسون

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 20:47  توسط zakarya maroofi | 
ساحل مصنوعی در ژاپن
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 1:31  توسط zakarya maroofi | 

Make sure

مطمین بودن

Now and then something

گاهگاهی

Again & again

و باربارها ها

On and off

گاهگاهی

Get rid for

رها شدن

First rate

درجه یک

Once in a while

هر چند وقت یکبار

By heart

از حفظ

Keep out

دور بمانید

Stay away

دور بمانید

Break up

شکستن (عهد وپیمان)

Break down

شکستن (وسایل)

Give up

نا امید شدن

Once a blue moon

به ندرت

Cross out

قلم خوردگی ( خط زدن روی نوشته ها)

Take in to account

در نظر گرفتن

Have on

داشتن (پوشیدن)

Call for

نیاز داشتن

To be about

خیال داشتن

Sarcastic

طعنه امیز

How often

چه مدتی

On a regular basis

در فواصل معین

No harm done

طوری نیست

All at once

یک مرتبه

Take turns

به نوبت عمل کردن

Wake up to the truth

از خواب غفلت بیدار شدن

Have the right to

حق کاری را داشتن

Get out off of my way

از سر راه برو کنار

Have a heart of stone

قلبی بیرحم داشتن

Time con summing

وقت گیر

Dozens

تعداد زیاد

Off topic

خارج از موضوع

To deal whit

سر کار گذاشتن

As much as possible

تا جای ممکن

From A to Z

از سیر تا پیاز

Have a clue

سر نخ داشتن

Hungry as a hunter

خیلی گرسنه

Gone whit the wind

بر باد رفته

Keep ones mouth shut

حرف نزدن

Off the cuff

حاضر واماده

From head to toe

از سر تا پا

Go like hot cake

طرفدار زیاد داشتن

Have once own way

لجباز بودن

Coming up

فرا رسیدن

Junk

بی ارزش

Insulting

توهین امیز

Any thing wrong

طوری شده

You asked for it

خودت خواستی

I can not be bothered

مزاحم نشویید

Round the clock

شبانه روزی

Green eye

حسود

Green year

سالهای جوانی

Little by little make the pickle

قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود

Wake up early every morning. make healthy , wealthy , wise

سحر خیز باش تا کامروا باشی

A rotten apple boils the barrel

بز گر گله را گر کند

Make fun of

مسخره کردن

Give up

مایوس شدن

Take part in

شرکت کردن

Try on

امتحان کردن(پوشاک)

Break down

از کار افتادن

Be over

تمام شدن

Put out

خاموش کردن اتش

Put off

به تاخیر انداختن

Call off

قرار را لغو کردن

Look after

مراقب بودن

Get a long with

با کسی سازگاری کردن

Fill in

پر کردن

Take place

اتفاق افتادن

 

با تشکر از دوست عزیزم اقای مسعود برخان دانشجوی رشته کامپیوتر

 

 

]

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 0:51  توسط zakarya maroofi | 
 

دیدن این وبلاگ هم خالی از صفا نیست

خدا حافظ رفیق

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 1:2  توسط zakarya maroofi | 

 سلام عزیزانم من باز هم  امدم.

 

 

Enjoy your life today

Because yesterday has gone

And tomorrow may never com

     (Alan coren)

 

از زندگیت لذت ببر . چرا که دیروز سپری شده و فردا هم ممکن که  هرگز نیاید .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

 

 

Tim is our side

زمان به نفع ماست

I do belive you

من تو را باور دارم

Good biz

ای ول

I promise you from  the bottom of my heart part I will love you till death do us whit every thing I am

من به تو قول میدهم از صمیم قلبم که تورا دوست خواهم داشت تا زمانیکه که میمیرم با تمام وجودم .(تقدیم به عزیز تر از جانم.........)

Cut no ice

تره هم خورد نمیکنه

Live & learn

هر روز تجربه ای تازه

Sexual abuse

سو استفاده جنسی

When the fit is on me

وقتی عشقم بکشد

It makes ones flash creep

مو بر بدن انسان راست میشود

That’s my funeral

تو را در گور من نمی گذارند

Get a long whit you

برویید پی کارتان چه حرفها میزنند

Look a gift horse in the mouth

دندان اسب پیشکش را نمی شمارند

Com whae May

هر چه بادا باد

As far as the eye see

تا انجا که چشم کار میکند

  

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 11:0  توسط zakarya maroofi | 
با تشکر از رامتین عزیز که مطالب پایین برای ما فرستادنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 9:32  توسط zakarya maroofi | 

شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسي رو که صبح بهت گفتم خريدي؟
شوهر:
Bad command or File name.
زن: ولي من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر:
Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چيکار کردي؟
شوهر:
File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر:
Sharing Violation, Access Denied.
زن: مي دوني، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر:
Data Type Mismatch.
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستي.
شوهر:
By Default.
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزي بخوريم.
شوهر:
Hard Disk Full.
زن: ببينم ميتوني بگي نقش من تو زندگي تو چيه؟
شوهر:
Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چي؟
شوهر:
Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر:
The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داري يا کامپيوترتو؟
شوهر:
Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر:
Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر:
Close all Programs and Logout for another User.
زن: مي دوني، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر:
Its now Safe to Turn off your Computer

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 9:30  توسط zakarya maroofi | 

By siade you        

کنار شما بشینم

 Hand off

دست زدن موقوف

Court favour

خود شیرینی کردن

He was more than foolish

از احمق هم احمق تر بود

I liked that

چشمم روشن

Make a pig of onself

به اندازه خر خوردن

Get along whit you

بروید پی کارتان

On your head

گردن خودتان

You have been head

کلاه  سرتان رفته

Loosen the purse

سر کیسه را باز کن

I bet you

بات شرط میبندم

Raise the roof

سقف رو سرت گذاشتی

Do your utmost

بیشتر تلاش کن

Save your reverence

بلا نسبت شما

 

I count on you

به امید شما هستم

Talk of devil

عجب حلال زاده ای هستی

Play che man

مردانگی کردن

I am at my wits end

دیگر عقلم به جایی نمیرسد

Its worth no things

مفت نمی ارزد

Spare my blushes

خجالتم ندید

Great bosat .little toast

پز عالی . جیب خالی

Give me

بزن قدش

 

 

Take your time

عجله نکن

My eyes

باور نمیکنم

No kidding

نه بابا

Put ones cardon the table.

دست خود را رد کردن

The sun gating my eyes

افتاب چشمم را میزنه

Blind eyes

چشم کور

Soft headed boy

کم ذهن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:11  توسط zakarya maroofi |